شمس الدين محمد تبريزى مغربى

2

ديوان كامل شمس مغربى ( بانضمام رساله جام جهان نما ) ( فارسى )

روايت او نشان مىدهد كه مغربى لا اقل در يك دوره از عمر خويش در اينجا ( تبريز ) بسر برده است . اوايل حيات مغربى كه مصادف با اواخر حكومت ايلخانان ( 736 - 756 ) بوده آذربايجان ميدان جنگ بين دو سلسله امراى ايلكانى با آل جلاير و چوپانيان گرديد ، در سال 787 تغتمش خان رئيس ايل - التون از دو ذهبى و پادشاه دشت قبچاق به آذربايجان لشكر كشيد و شهرهاى آن سرزمين بخصوص تبريز را غارت كرد . تيمور ، آذربايجان و رى و ماوراء رود ارس و آسياى صغير را به پسر خود ميران شاه بخشيد و تبريز پايتخت او شد چون ميران شاه ديوانه شد تيمور به آذربايجان آمد و ميرزا عمر پسر او را به جاى وى نشانيد پس از آن آذربايجان بدست پادشاهان تركمانىنژاد قراقويونلو ( 810 - 872 ) و آق‌قويونلو ( 872 - 908 ) افتاد 1 * ادوارد براون در ضمن بررسى نظريه ريو درباره اختلاف كمال خجندى و مغربى بدين نكته اشاره مىكند 2 * چون شيخ كمال نزد ميران شاه تيمور بيشتر از مولانا مغربى تقربى داشته ممكن است مناسباتشان تيره شده باشد . اشاره مؤلف روضات الجنان درباره تقاضاى مردم تبريز از مغربى در دفع شر ميرزا ابو بكر ولد ميرزا ميران شاه بن امير تيمور گوركان كه از سپاه قرايوسف شكست خورده بود و قصد قتل عام مردم تبريز را داشت نيز زمان حيات مغربى را روشن مىسازد . مؤلف روضات الجنان درباره تغيير حال مغربى حكايتى دارد كه روزى در تبريز به طلب مشغول بود در ميدانى شخصى اين بيت مولانا جلال الدين عبد الحميد عتيقى را مىخواند كه . چنين معشوقه‌اى در شهر و آنگه ديدنش ممكن * هرآنك از پاى بنشيند به غايت بىبصر باشد از شنيدن اين شعر حالش دگرگون مىشود درد طلب دامن‌گيرش مىگردد و سر در عالم نهاده به خدمت بسيارى از اكابر مىرسد و با آنها نسبتى برقرار مىكند .